عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

271

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

كه ايشان بدوزخ شوند . پس أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ اقتضاء آن نكند كه غير كافران را نساخته‌اند ، و روا باشد كه گويند : دوزخ را دركات است ؛ آن دركه كه كافران را ساخته‌اند ، عاصيان و فاسقان را نساخته‌اند . و در خبر است كه عاصيان اين امّت را اندر طبقهء اوّل فرو آرند ، و چندان كه خداى خواهد ايشان را عذاب كنند ، آن گه بعاقبت بيرون آرند ، كه بمجرّد فسق و معصيت بنده كافر نشود و جاويد در دوزخ نماند . قوله : وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ اى فيما افترض عليكم ، لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ - لكى ترحموا فلا تعذّبوا . - روى ابو هريرة : قال قال رسول اللَّه ( ص ) من اطاعنى فقد اطاع اللَّه و من اطاع الامير فقد اطاعنى ، و من عصانى فقد عصى اللَّه و من عصى الامير فقد عصانى . النوبة الثالثة قوله تعالى : وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ الآية . . . - اين رقم ذلّت كه بر ايشان كشيد از روى قلّت عدد است و نظر عامّه . امّا از آنجا كه نظر خاصّ است و حقيقت كار است ، كسى كه اللَّه وى را يار است او را چون توان گفت كه حقير و خوار است . پير طريقت در مناجات گفت : خداوندا ! بشناخت و زندگانيم ، بنصرت تو شادانيم ، بكرامت تو نازانيم ، بعزّ تو عزيزانيم . خداوندا ! كه به تو زنده‌ايم ، هرگز كى ميريم ؟ ! كه به تو شادمانيم ، هرگز كى اندوهگين بئيم « 1 » ؟ كه به تو نازانيم ، بى تو چون بسر آريم ؟ كه به تو عزيزيم ، هرگز چون ذليل شويم ؟ ! مردى بر هارون رشيد امر بمعروف « 2 » كرد ، هارون خشم گرفت او را با شير در اندرون كرد ، و در اندرون استوار بگرفت . شير بتواضع آن مرد در آمد ، و او را نرنجانيد . بعد از آن وى را در ميان بوستان

--> ( 1 ) - نسخه : باشيم ( 2 ) - نسخه : معروف